حسرت دیدار

 در اتاقی دلگیر و هوایی مغموم .....

راه تا پنجره صد فرسنگ است

گویی رنگین کمان دل غمگین پسر بی رنگ است

پسرک چشم به در دوخته بود

و سکوتی همه سنگین و سیاه

بر زبان و لبش اندوخته بود

رعدی از آه غم آلود پسر هر چه بود از گل و شادی و امید

سخت چون اخگر صد پاره برافروخته بود

آه از کجا گویم پسرک پاک دلش سوخته بود

اما همه در آب گل آلود غرور خود را میدیدند .....

و فلک هم انگار حول خود می چرخید

خانه ی آسایش حکم زندان را داشت             

در اتاقی تاریک که تمام در و دیوار و فضا حکم طوفان را داشت

هیچکس پای بدان جا ننهاد     

خالی از مردم آسوده نهاد

پسرک چشم به در دوخته بود

و سکوتی همه سنگین و سیاه بر زبان و لبش اندوخته بود...

.

همچنان منتظر مردم اهریمن خوست

اما

خوش سروده است نگارم که زبانش همه حق است و نکوست

((ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست))     

        

 

رحیمی  نژاد

 

/ 88 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

آري آغاز دوست داشتن است گرچه پايان راه نا پيداست من به پايان دگر نينديشم كه همين دوست داشتن زيباست فروغ فرخزاد[لبخند]

محمد

لام دوست مهربانم شبت بخیر و شادی[لبخند]

معلم تنها

وادی عشق است و اینجا نیست راه بازگشت... گر ز پا افتادی این ره را ز سر آغاز کن... اشک شبنم شو غبار غم بشوی از این چمن... خیز و صبح خویش را با چشم تر آغاز کن... سلام مهربان شب بخیر با غزلی از خویش بروزم و منتظر نگاه مهربانت[لبخند]

محمد(سلام بر زندگی)

پنجره باز و بسته کن ياد هواي ابري و ابرهاي دل شکسته کن پنجره باز و بسته کن ياد پرنده آسمان نسيم ريشه بسته کن در پي پاره تنم زخمي و دربه در منم لال‌ام و در سکوت خود بر سر و سينه مي زنم روزي نمي رسد که من به دوري تو خو کنم خواب تو را عزيز من چگونه آرزو کنم [گل]

محمد(سلام بر زندگی)

در انتهاي هر سفر در آيينه دار و ندار خويش را مرور مي کنم اين خاک تيره اين زمين پاپوش پاي خسته ام اين سقف کوتاه آسمان سرپوش چشم بسته ام اما خداي دل در آخرين سفر در آيينه به جز دو بيکرانه کران به جز زمين و آسمان چيزي نمانده است گم گشته ام ‚ کجا نديده اي مرا ؟ [گل]

محمد(سلام بر زندگی)

سلام دوست مهربان صبح آدینه ات بخیر خیر مقدم دوست مهربان خوشحالم کردید تشریف آوردید. آغاز ماه محرم را بشما تسلیت میگم[گل]

آرامش

یه کاغذ سفید را هرچقدر هم که سفید و تمیز باشد کسی قاب نمیگیرد, برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت[گل][گل][گل] سلام دوست من[گل]

محمد حسین ابراهیمی

باکوله باری از نگرانی 1 - دغدغه های نبود رضا رحیمی 2 - نصیحتی به سید مهدی موسوی روزگار را می پکانم