اومدم!!

حسرت یک ساله گوارایتان!

سلام،بعد از سه هفته اومدم! این سه هفته،  اولش رو جهادی بودیم، بازفت(چهارمحال و بختیاری). بعدش هم امام حسین(ع) طلبید و با بچه های جهادی کربلا...

 

دلتنگیها و حسرتهای جهادی قبل از تمام شدنش شروع می شود

دلتنگی برای همه­ی چشمهایی که آنقدر معصومانه نگاهت میکردند که برایت چاره ای جز عاشق شدن نمی گذاشتند

حسرتهایی که منتظرت می کنند

انتظاری که حرکتت میدهد

حرکتهایی برای پر کردن ظرف وجودیمان

ظرفی که جز با تقربش پر نگردد.

/ 13 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مونا

چه حسرت های شیرینی[گل][گل]

معلم تنها

سلام همکار عزیز عصرتون بخیر. خوشحال میشم به وبلاگ من سر بزنید[خجالت]

معلم تنها

خوش بسعادتون که تونستید از تعطیلاتتون برای کار خیر و خدا پسندانه نهایت استفاده را ببرید. خدا قوت.[فرشته]

آزاد

باید بگم جالبو خوندنیههههههههههههههههههههههه[دست]موفق باشید

سمیه

سلام زهرا جان زيارتت قبول زهرا ما كجابوديم؟خواب بوديم يا بيداربوديم؟چقدر همه چيز قشنگ وكوتاه بودزهرا جان چند روزي هست كه دارم اينجا سراب مي بينم توخواب وبيداري بين صفا ومروه دويده ام اما دريغ آبي نيست آفتابي نيست............

وحدانه

خوش به حالت . من که خیلی راکدم . خیلی . بعضی وقتها فکر می کنم اگه سنگ افریده شده بودم بیشتر مفید بودم .[ناراحت]

معلم تنها

مردم از هيچ چيز به اندازه مسؤوليت وحشت ندارند؛ با وجود اين هيچ چيز به اندازه مسووليت در دنيا باعث پيشرفت انسان نمي‌شود. فرانك كرين [گل]

معلم تنها

سلام مهربان شب بخیر خیلی خوش اومدی ممنونم[لبخند]

VIP

سلام میدونی اسم وبلاگ شما منو یاده یکی از داستانهای نادر ابراهیمی میندازه فکر کنم به همین اسم بود. راستی سفر خوش گذشت سوقات که فراموش نشده[چشمک]