چشم هاش رو میبنده، پلکش رو محکم فشار میده و بعد،

دوباره چشم هاش رو باز میکنه...


انگشت های کوچکش رو زیر کلمه های کتاب میکشه... روی یک کلمه مکث میکنه و دوباره تلاش میکنه بخوندش، با تردید میگه: زار ؟

 

صدای خنده از یه طرف کلاس بلند میشه

سرم رو بلند میکنم و کودکی که خندیده رو فقط یک ثانیه نگاه میکنم

خودش متوجه میشه و خنده ش رو با سکوت جایگرین میکنه

 

- دختر گلم، حرف اول نقطه نداره. "ر" هست، حالا همه با هم تکرار کنیم: ر ر ر ر

 

 

بچه ها از صدای کشیدن حرف ر می خندند و او هم می خنده و باهاشون تکرار میکنه: ر ر ر ر

کلمه رو با من بخون: رااااز ...

(اره ، راز. تو مثل یه راز می مونی. توی ذهن کوچیکت چی میگذره؟)

 

.............................................................................................


میدونم مشکلش کلا این نیست که ر نقطه داره یا نه،

 

مشکل اینه که الان داره کلمه رو برعکس میخونه

 

و مشکل بزرگتر این که تشخیص نارساخوانی بعد از ورود به اول ابتدایی، اینقدر دیر هست که بچه رو از دوستای خودش عقب بندازه و بچه خودش بفهمه و حس کنه که توانایی ای هست که به وضوح دوستاش دارن و خودش نداره ... و برای روح کوچیکش ایجاد درد کنه...

 


*********************************************

توی مدرسه ی شما تشخیص نارساخوانی در چه سنی صورت میگیره؟ قبل از ابتدایی؟ در ابتدایی؟

 

معلم کودکی رو که اختلال یادگیری داره برای تشخیص ارجاع میده؟ یا فرد جداگانه ای مسول چنین بررسی هایی هست؟

 

از کدوم یک از شیوه های تشخیص استفاده میشه؟