الف: اندر جواب دوستان عزیزی که پس از پست قبلی بسی نوازیدندمان! که چرا دیر آپیدی؟!

مقادیری مشغول پروژه ذخیره و بازیابی اطلاعات بودیم ، مقادیری مشغول اردوهای دوگانه!! کانون.

روزی روزگاری!! قرار بر آن شد که با شروع ترم زوج و قبل از عید کانون عزیزمان اردو ببرد، دو بار!

 

اولیش شد: مرکز توانبخشی  و درمان بیماران مزمن اعصاب و روان.

که تمام هفته قبل از اردو درگیرش بودیم؛

اول به علت اینکه درخواست مجوز اردو رو دیر دادیم به امور فرهنگی دانشگاه و کلی بساط طی شد تا مجوزو بدن،

دوم واسه اینکه گفتن یا فقط دخترا برن یا فقط پسرا( یه دفعه چی شد که گفتن جدا ببرید؟) که باعث شد تا قبل از گرفتن تصمیم نهایی –که ما دخترا رو ببریم- شبی تا صبح خواب کمیته انضباطی و تعلیق ببینم!

و سوم هم کارای تبلیغات  و ثبت نام اردوی محترمه!!

ناگفته نمونه که به دورترین نقطه ذهنم هم نمیرسید که این بازدید اینقدر به همه مون خوش بگذره، هم به ما و هم ساکنان مرکز امید فردا. خدا رو بابت توفیق این بازدید شاکرم؛ که دیدار با اعضای امید فردا  این روز رو به یکی از بهترین روزهای عمرم تبدیل کرد.

 

و اما اردوی دوم: خانه سالمندان کهریزک

که جز گل و کیک یزدی! خرید هیچ کادویی میسر نشد زیرا به دلیل تغییر مدیر امور فرهنگی دانشگاه بودجه مان رفته بود روی هوا و روز بازدید دقیقا منفی سی هزار تومن موجودی داشتیم!

سرزدن به پدربزرگا و مادربزرگایی که توی آسایشگاهن هم مثل همیشه دل نشین بود، خیلی دل نشین...

و تازه چون اردوی کهریزک هم دخترانه شد این بار قرار شد هفته بعدش پسرونه برن که به دلیل غیبت مسئول اردو، این مهم به بعد از سیزده به در موکول شد نیشخند

 

ب:پایان سال 88 در کانون کودکان کوشا

امسالم در آخرین دوشنبه سال،کانون حمایتی فرهنگی کودکان کار جشن نوروز برگزار کرد و تعطیلات مدرسه شیفت صبح و برنامه های شیفت ظهرش شروع شدن 

 

ج: "راهیان عشق" که من غایب بودم گریه

هر سال وقت عید

جنگ را میگذاشتی به حال خود

سراغمان می آمدی

دستی به تنگ بلور  و

دستی به کتاب مقدس

و در آینه چشمهایت هم

یک سبد سیب سرخ

********************

حالا

نوروز به نوروز میگذرد

و تاریخ جنگ هم

سال به سال ورق میخورد

فسیل میشود

اما

تو دیگر نمی آیی

 

مگر بوی سبزه و عید

به مشامت نمیرسد

زیر خاکهای سرد؟!

 

(شعر از کتاب  "پا برهنه تا ماه"  از  رضا کاظمی)

 

و حرف آخر...

بعد عید هم که تا از راه برسیم میانترم های محترم شروع میشن و اساتید به خاطر میارن که باید حل تمرینم داشته باشیم! و ... این سه ماه هم بگذره یه کم راحت شیم !!

راستی:

بر سر سفره احساس اگر جایی بود

سخن ساده ی تبریک مرا جا بدهید

*سال نو  مبارک*