راه روستا

         

   در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن همواره اول صبح
به زبانی ساده
مهر تدریس کنند،
و بگویند خدا
خالق زیبایی
و سراینده­ی عشق
آفریننده­ی ماست.
مهربانیست که ما را به نکویی
دانایی
زیبایی
و به خود می خواند

در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای میسازیم

که معلم هر روز
روح را حاضر و غایب بکند
و به جز ایمانش
هیچکس چیزی را حفظ نباید بکند
درس هایی بدهند
که به جای مغز، دلها را تسخیر کند.

غیرممکن را از خاطره ها محو کنند
تا، کسی بعد از این
باز همواره نگوید: هرگز
و به آسانی همرنگ جماعت نشود.

زنگ نقاشی تکرار شود
رنگ را در پائیز تعلیم دهند
قطره را در باران
موج را در ساحل
و عبادت را در خدمت خلق

امتحانی بشود
که بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر
عاشق و آگه و ادم شده ایم

 در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن آخر وقت
به زبانی ساده
شعر تدریس کنند
و بگویند که تا فردا صبح

خالق عشق نگهدار شما

 (قسمتهایی از شعر مدرسه­ی عشق - مجتبی کاشانی)

 

مدرسه روستا-جشن روز آخر کلاسهای تابستانی مسافرت جهادی