صبح انعکاس لبخند توست

زمین اگر برابر کهکشان تکرار شود

حجم حقیریست که گنجایش بلندی تو را نخواهد داشت

قلمرو نگاه تو دورتر از پیداست

و چشمان تو معبدی

که ابرها نماز باران را در آن سجده می کنند...

و خورشید، اگر چه بزرگ است

هنوز کوچک است اگر با جبین تو برابر شود

زمین اگر چشم داشت

بزرگواری تو این سان غریب نمی ماند

هیچ جراتی _ جز قلب تو _ نسوخت ...

آن قسمت از زمین که نام تو را نبرد

 یخبندان است

ای پهناوری که عشق و شمشیر را به یک بستر آوردی

دنیا نمی تواند بداند تو کیستی...

 

میلاد بزرگ مومنان و روز پدر مبارک

(متن  قسمتهایی از "صبح ..."از سلمان هراتی ه)