چشم هاش رو میبنده، پلکش رو محکم فشار میده و بعد،

دوباره چشم هاش رو باز میکنه...


انگشت های کوچکش رو زیر کلمه های کتاب میکشه... روی یک کلمه مکث میکنه و دوباره تلاش میکنه بخوندش، با تردید میگه: زار ؟

 

صدای خنده از یه طرف کلاس بلند میشه

سرم رو بلند میکنم و کودکی که خندیده رو فقط یک ثانیه نگاه میکنم

خودش متوجه میشه و خنده ش رو با سکوت جایگرین میکنه

 

- دختر گلم، حرف اول نقطه نداره. "ر" هست، حالا همه با هم تکرار کنیم: ر ر ر ر

 

 

بچه ها از صدای کشیدن حرف ر می خندند و او هم می خنده و باهاشون تکرار میکنه: ر ر ر ر

کلمه رو با من بخون: رااااز ...

(اره ، راز. تو مثل یه راز می مونی. توی ذهن کوچیکت چی میگذره؟)

 


*********************************************

این بچه ها ضریب هوشی شون معمولیه، تست سلامت شنوایی و بینایی رو هم قبل ورود به ابتدایی انجام دادن.

 

یه فاصله هست، بعد این تست ها. تا زمانی که کودک برای تست نارساخوانی ارجاع داده میشه.

فاصله ای که توش معلم باید تشخیص بده که بچه مشکلی داره...

 

 

چندتا سوال دارم... میتونین کمکم کنین؟


میتونین تفاوتهایی رو که شاگردهای نارساخوانتون با شاگردهای معمولی دارن، تفاوتهای شناختی و تفاوتهای مربوط به توانایی های ذهنیشون... برام بنویسین؟