بیست و یکم مارس از سوی سازمان جهانی بهداشت به نام روز جهانی سندروم داون اعلام شده است

سندرم داون نوعی بیماری ژنتیکی است که منجر به آهسته گامی ذهنی و توان یابی جسمی مادرزادی میشود

هدف از ایجاد روز جهانی سندروم داون، افزایش آگاهی مردم جهان در باره این بیماری و یافتن پشتیبانی بین‌المللی در دستیابی به شان انسانی، حقوق برابر و زندگی بهتر برای این بیماران در جهان است


************

 

این متن رو از وبلاگ بابای بنیامین برداشتم، اسمش سلام زندگی ه، -اینم لینکشه- من از مشتریای ثابت سلام زندگی ام:

من بنیامینم یک کوچولوی مونگول یا (سندرم دانی) خنده داره نه ؟ آخه من شبیه موغولهام ,

ما زیادیم ,خیلی زیاد , توی همه دنیا پخش شدیم , فکر کنم بچه های اصلی آدم و حوا ما هستیم ! می گی نه! نگاه کن , همه ما تو هر نقطه از دنیا شبیه هم هستیم و به همه مون هم میگن مونگول نمیدونم چرا از شنیدن این کلمه خنده ام می گیره...

چند وقت پیش یکی 2 تا 3 تا ....از دوستهای من مردن اونا هم مثل من عقب افتاده بودن- یعنی از قافله قاتلین عقب موندن
....
من که از پژمردن یک شاخه گل ٬
از نگاه ساکت یک کودک بیمار ٬

از فغان یک قناری در قفس ٬
از غم یک مرد در زنجیر ٬
حتی قاتلی بر دار !

اشک در چشمانم و بغضم در گلوست
و ندرین ایام ٬ زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم ؟

...
ولش کن اونهارو کشتند سالهاست که میمیرند و خواهند مرد

مامان رضا اونو گذاشت توی بالکن و از سرما یخ زد. خودش به من گفت , گفت: خدا به من گفت : تو یک امتحانی و مامانت قبل از تو رد شد. و مرد.

...

من گیج شدم کی مرده کی زنده مونگولا مردن یا قاتلاشون

راستی مونگول یک فحشه ؟ یا قاتل فحشه ؟ کدومش بد تره ؟ مونگول عقب افتاده سندرم داون یا آدم کش , دزد , مال مردم خور , قاچاقچی , نزول خور , رشوه بگیر, ولش کن چیزی که معموله اینه که اگه به یکی بگی مونگول سرت رو میکنه ولی اگه به کسی رشوه بدی یا کسی مال کسی رو بخوه میگن یارو زرنگه ! من که گیج شدم خوبه که مونگولم و به قول شما این چیزها حالیم نیست وگرنه دیوونه میشدم!


************


این هم لینک خاطره ی تولد یه فرشته است از وبلاگ بچه های آسمانی، خوندنیه


************


این یکی داستان رو زیاد شنیدین، نه؟ اما چون دوستش دارم دوباره میفرستمش

چند سال پیش در جریان بازی های پارالمپیک (المپیک معلولین) در شهر سیاتل آمریکا 9 نفر از شرکت کنندگان مسابقه دو پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند.
همه این 9 نفر افرادی بودند که ما آنها را عقب مانده ذهنی و جسمی می خوانیم.
آنها با شنیدن صدای تپانچه حرکت کردند. بدیهی است که آنها هرگز قادر به دویدن با سرعت نبودند و حتی نمی توانستند به سرعت قدم بردارند بلکه هر یک به نوبه خود با تلاش فراوان  می کوشید تا مسیر مسابقه را طی کرده و برنده مدال پارالمپیک شود
ناگهان در بین راه مچ پای یکی از شرکت کنندگان پیچ خورد، یکی دو تا غلت روی زمین خورد و به گریه افتاد. هشت نفر دیگر صدای گریه او را شنیدند ، آنها ایستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند یکی از آنها که مبتلا به سندروم داون (عقب ماندگی جسمی و روانی) بود، خم شد و هم نوع گریان خود را بوسید و گفت : این دردت رو آروم میکنه. 


سپس هر 9 نفر دست به دست هم دادند و همگی با هم خود را به خط پایان رساندند. در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعیت ورزشگاه به پا خواستند و 10 دقیقه برای آنها کف زدند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم همانگونه که هستندقلب

 

پ.ن: آرزو دارم نوروزی که پیش رو دارید،آغاز روزهایی باشد که آرزو داریدقلب